تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 3 / سوم سریال پسران فراتر از گل
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
  جی هو به اصرار سوهیون می یاد و دستش را به طرف جان دی دراز می كنه و اونو دعوت به رقص می كنه و كور از خدا چی می خواد؟؟؟؟

با كله قبول می كنه و مشغول رقص با جی هو می شه همه مات و مبهوت رقص این دو تا شدن مخصوصا جون پیو كه كارد بزنی خونش در نمی یاد


 

01

02

جون پیو از زور عصبانیت می ره بیرون هوا بخوره و البته حرص هم بخوره مخصوصا با دیدن اون صحنه كه مدام رو مخش رژه میره و داره با خودش كلنجار می ره كه یه سوسك از خدا بی خبری سرو  كله اش پیدا می شه و اونم كه از سوسك می ترسه می ره اونو بكشه كه می افته تو استخر باغ

از اون طرف جان دی كه رقصش با جی هو تموم شده اونم اومده بیرون هوا خوری كه می بینه این مردك افتاده تو آب

03

خبر می دن كه آی ایها الناس تمومش كنید این برنامه ی شیطانی از خدا بی خبری را بدویین كه جون پیو افتاده تو آب

04

ولی وقتی ایها الناس سر می رسن می بینن كه جان دی اونو از آب كشیده بیرون و داره سعی می كنه به هوش بیارتش

05

بنده خدا كه حسابی ترسیده وقتی می بینه اون به هوش نمی یاد بهش تنفس دهان به دهان می ده كه جون پیو نمی تونه طاقت بیاره و می زنه زیر خنده كه تازه جان دی می فهمه اون موقع تا حالا فیلم آقا شده بوده و توپ می خوابونه با مشت تو صورتش و بهش می گه تو یه حقه بازی كثافت و ولش می كنه می ره

06

07

جون پیو كه لبای اون جان دی از خود راضی را روی لباش حس كرده حالا انگار همه ی دنیا را بهش دادن و اینقدر خوشحاله كه به همه نوچه ها و خدمت كاراش پاداش می ده

08

فرداش كه جان دی می ره استخر كه به برنامه ی شناش برسه می بینه كه استخر پر از مرغابیه ...بعله این جون پیو نمی خواد دست از سر كچل این خانوم خانوما برداره

09

و جون پیو كه داره از تی وی مدار بسته اش صحنه را می بینه از كاری كه با اون كرده حسابی خوشحاله و می خنده

10

این آقا كوچولو هم با خودش خلوت كرده و داره ساز می زنه كه ییهویی بی خیال ساز می شه و سازشو می ندازه رو نیمكت و می ره تو خودش كه سر و كله ی جان دی پیدا می شه و می بینه كه دستش خونی شده با یه تیكه پارچه دست جی هو را می بنده و می گه راحت باش من می رم و حتی چترش را هم برای اون می زاره و می ره

11

12

13

این دخترا كه از جان دی حسابی شاكی اند كه چطور تونسته دل دو تا از بر و بچ گروه اف 4 را بدزده دارن از جان دی و اون كارهایی كه با جی هو می كنه فیلم می گیرن

14

15

و می یان فیلم را به جون پیو نشون می دن كه مثلا اون شاكی بشه و جان دی را ادب كنه كه جون پیو حسابی حالشونو می گیره و دوربینشون را می شكنه و می گه دیگه نبینم از این غلط ها بكنین كه می كشمتون

16

ولی دلش نم یاد و می یاد جایی كه جی هو همیشه وا می ایسته كه تا جان دی می یاد رد بشه یاد جی هو می افته كه همیشه اینجا ساز می زنه كه اونو می بینه و می خواد بی اعتنا رد بشه كه جون پیو می گه هان ؟ با اون اینجا را كرایه كردین؟؟ چرا به من محل نمی زاری و.... و می خواد به زور جان دی را ببوسه كه اون مانع می شه و با عصبانیت جون پیو را ترك می كنه

17

18

جان دی كه از این عمل اون مردك هنوز شاكیه حتی صبح هم از خواب نمی شه بره مدرسه كه ننه اش می یاد زور زور بلندش كنه كه اون می گه حاضرم بمیرم ولی به اون مدرسه ی لعنتی نرم

19

كه داداشش می یاد و می گه امروز مدرسه تعطیله مامانی ولش كنه و یه نامه از طرف یه آقایی برای جان دی می یاره كه می فهمن جی هو اونو به جشن تولد سوهیون دعوت كرده مامان و باباش حسابی ذوق مرگ می شن كه بلاخره دخترشون هم به جمع اشراف راه پیدا كرده و می خوان مقدمات حضور دختره را در جشن امشب آماده كنن

20

جان دی بیچاره را می برن تو انبار لباس خشكشویی كه یكی از لباس ها را تنش كنن و خوشگل بشه ولی امان از یه لباس درست و حسابی این جاست كه داداشی می گه اینجور مواقع تو فیلم ها پرنس برای عشقش یه لباس می فرسته كه حدسش درست از آب در می یاد و یه خانومی بسته به دست وارد می شه و می گه این لباس هدیه ای است برای جان دی حتما شب تشریف بیارین

21

23

22

جی هو به افتخار سو هیون می نوازه و آهنگ تولدت مبارك را می زنه البته به كره ای و همه همراه اون می خونن

24

بعد از آهنگ هم سو هیون شمع ها را فوت می كنه و برای دوستانی كه اومدن سخنرانی می كنه كه من می خوام به پاریس برم و برای همیشه اونجا بمونم و دیگه پیش شما نیستم و .... كه همه متعجب این حرف ها می شن چون همه می دونن كه جی هو چقدر اونو دوست داره و نمی خواد از دستش بده

25

جی هو هم ناراحت مجلس را ترك می كنه كه سو هیون می یاد دلداریش بده كه جی هم عصبانی می شه و می گه من برای تو ارزشی ندارم تو منو ادم هم حساب نمی كنی چرا می خوای منو ترك كنی و ... كه اون می گه من تو را دوست دارم و برای همینه كه می گم با اون جان دی باش اون دختر خوبیه

26

27

و از حقه های زنونه اش استفاده می كنه و جی هم را بغل می كنه تا علاقه اش به اونو نشون بده و انصافا هم دوستش داره

28

مشغول كارهای بد بد هستند... جان دی كه نگران شده كه چرا این دو تا نیستند یواشكی می یاد صداشون كنه كه از لای در می بینه اونا دارن كار بد  می كنن و بیخیال می شه كه برگرده

29

30

كه این فوضول مزاحم را می بینه و همون جا خشكش می زنه

31

می افتن به جون هم و كلنجار رفتن كه سو هیون و جی هم هم كارشون تموم می شه و می یان بیرون كه اون دو تا را یم بینن سو هیون می گه اٍ جان دی تو اینجایی چرا نیومدی تو؟ كه اونم هول می شه و زبون تو دهنش نمی چرخه می گه راستش می خواستم ببینم كجا رفتی و به اته پته می افته كه سو هیون می گه من و جی هم می خواهیم بریم بیرون تو هم با ما می یای؟؟ كه جان دی بیشتر هول می شه و می ره كه خرابكاری كنه تو حرف زدن كه جون پیو حرفش را قطع می كنه و جان دی را بغل می كنه و می گه اتفاقا ما هم داریم با هم می ریم بیرون و دست جان  دی را می گیره می بره

www.koreikadeh.com

33

و همین طور كه داره می برتش می گه قرضمو بابت اینكه جونمو نجات دادی پرداختم بی حساب شدیم (اخه با این كاری كه كرد هم حضور جان دی در پشت در اتاق را توجیه كرد و هم آبروی اونو خرید) كه جان دی می گه چطور به خاطر این كار می گی دینتو به من دادی؟؟ كه جون پیو می گه پس بیا بریم تا راستش را بگم كه جان دی به غلط كردن می افته و  می گه باشه 25% قرضتو دادی

34

و جان را می بره به یك كافه و می گه من اینجا را رزرو كردم همش مال منه تا صبح هر كاری خواستی می تونی بكنی

35

جان دی كه یه خورده حس می كنه اون ادم شده در دلش را باز می كنه و در جواب جون پیو كه می گه تو جی هو را دوست داری می گه: آخه من چی دارم كه اونو دوست داشته باشم نه خوشگلم نه پول دارم  خانواده ام هم كه دیگه نگو ....

www.koreikadeh.com

جون پیو هم كه اوضاع را بر وقف مرادش می بینه سعی می كنه دل جان دی را به دست بیاره و حرف های عاشقانه می زنه و بهش می گه من می رم بیرون و بیام

كه تو این مدت جان دی تشنه اش می شه و به جای آب همه ی مشروب تندی كه جلوش هست را می خوره

37

ولی جون پیو بر می گرده می بینه اون داره تلو تلو می خوره و هزیون می گه از فروشنده می پرسه چی شده؟؟ اونم لیوان مشروب را بهش نشون می ده و می گه همش را اون خورد!!!!!

38

آقا مستی جان دی و كارهایی كه تو این سكانس می كنه خیلی دیدنیه كه اصلا قابل نوشتن نیست و فقط دیدنیه

من موندم كه این دختر عجب بازیگریه كه تونسته این سكانس را اینقدر زیبا بازی كنه

www.koreikadeh.com

ته مستی اش هم هر چی خورده بود نثار لباس گرون قیمت عاشق پیشه ی عزیز می كنه!!!!

40

شب صبح می شه و بعد یك بد مستی خرابانه جان دی خوابالو داره چشماشو می ماله و به خودش می گه از بوی اطراف هم می شه فهمید كه من تو جای گرون قیمتی هستم

41

تا به هوش می یاد می بینه تو اتاق جون پیو هست شاكی می شه كه من اینجا چی كار می كنم كه جون پیو به مستخدمش می گه اون لباس منو بیار و براش توضیح بده كه اونم می گه نمی دونم این لباس ازش دو تا هست و فلانه و بهمانه و قیمتش چقدره و ....

42

www.koreikadeh.com

44

كه جان دی شاكی می شه كه چرا اینقدر پز لباستو می دی؟؟ كه اون می گه دیشب را یادت نمی یاد؟؟ كه جان دی یه چیزایی یادش می یاد و حالش گرفته می شه كه با اون كاری كه كرده دوباره به این آقا زاده بدهكار شده

45

خبر می دن كه جون پیو جان مامانت داره می یاد البته اون از مادرش با عنوان جادوگر یاد می كنه و اگه اون جان دی را ببینه كار اون ساخته است برا همین ایكی ثانیه به اون سه تا هم زنگ می زنه و اونا را سریعا به خونه فرا می خونه

46

47

48

اونا هم می یان عقل هاشونو می ریزن رو هم و با داستان هایی كه برای جان دی می خونن اونو قبول دار می كنن كه بدنش دست آرایشگرها تا یه دختر درست و حسابی از اون بسازنن كه لا اقل كله اش محفوض بمونه  و الا اون جادوگر می كشتش

www.koreikadeh.com

مامانی وارد می شه و تو لحظه ی اول می پرسه اون كیه كه بر و بچ می گن یه سال پایینی از مدرسه است و الكی القاب قلمبه سلمبه به اون و بابا مامانش می چسبونن كه مامانی شك نكنه اون یه دختر فقیره مامانه هم كه كمی شك كرده ولی فعلا بیخیال جان دی می شه

50

51

و اما دلیل اومدن مامانی اینه كه یه مزایهد از چیزهای با ارزش قراره برگزار بشه كه از جمله موارد مزایهد عینك شنای قهرمان شنای كره هست كه جان دی هم به اون شناگر و عینكش خیلی علاقه داره كه با قیمت 10.000 وون كره فروخته می شه

52

53

تو این اثنا مامانه بد جور نخ جان دی شده ببینه اون كیه !!!

www.koreikadeh.com

یكی دیگر از موارد مزایهد لبای بسیار بسیار گران قیمت طلا بافتی است كه پسرا می دن جان دی بپوشه تا ملت ببینن و هر كی طالبه بخره

55

وقتی جان دی در مدل بودن ناشی گری می كنه مامانه بیشتر حساس می شه و از مستخدمش می پرسه تو اون دختر را می شناسی؟؟ اونم می گه اون یه دانش آموز انتقالی به شین هواست ولی اون دقیقا جان دی را به خاطر می یاره كه كیه ولی رو نمی كنه ... مامانه می گه راجع به اون تحقیق كن و ببین بابا ننه اش كین؟؟

56

جان دی عینك را می یاره خونه و بابا ننه اش اول فك می كنن اون یه عینك معمولیه كه داداشی از تو اینترنت می خونه كه اون عینك فلان قیمت می ارزه كه بابا ننه را هول بر می داره و می گن تو باید اونو بفروشی حتی اگه 20.000 تا هم می ارزید باید می فروختیش كه اون قبول نمی كنه و می گه اون برای من خیلی ارزش داره و می ره تو اتاقش

57

www.koreikadeh.com

59

تو اتاقش یاد لحظه ی خداحافظی اش از جون پیو می افته كه بهش می گه وقتی من پیشت نیستم زیاد مشروب نخور و یه كیسه بهش می ده كه وقتی باز می كنه می بینه اون عینكیه كه دوست داشته و وقتی جون پیو فهمیده اون دوستش داره برای اون یواشكی خریده

62

60

61

فردا سو هیون می یاد مدرسه تا جان دی را ببینه و باهاش خداحافظی كنه و سفارش جی هو را بهش بكنه كه جان دی می افته به دست و پاش كه نرو خواهش می كنم نرو جی هو تو را خیلی دوست داره اون اگه بری ضربه می خوره كه اونم می گه من باید برای اینكه پیشرفت كنم برم و جی هم هم دوست نداره كه من بمونم كه پیشرفت نكنم كه همه ی این قضایا را جی هو یواشكی می بینه

63

64

65

66

67

www.koreikadeh.com

بعد كه سو هیو می ره جی هو می یاد جلوی جان را می گیره و  می گه تو چی كاره ای كه به دست و پای اون افتاده بودی؟؟؟ تو غلط كردی كه بهش التماس كردی .... اصلا تو غرور نداری؟؟؟ كه جان دی هم می گه من غرور دارم ولی وقتی میبینم تو داری اذیت می شی و ناراحتی ناراحت می شم و ....

69

كه جی هو بهش می گه این قضیه به تو هیچ ربطی نداشت

گمشو

70



منبع koref4.mihanblog.com



نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت سوم سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 3 سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 3 / سوم سریال پسران فراتر از گل،
لینک های مرتبط :


12 تیر 94 05:02 ب.ظ
اه پس قسمت 14و15چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من کجارو دیگه دنبال بگردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لطفااونا رو هم بذاریننننننننننن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر