تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 4 / چهارم سریال پسران فراتر از گل
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جان دی كه از طرف جیهو مورد حمله ی لفظی قرار گرفته دلشكسته و ناراحت به خونه می ره و فردا گروه اف 4 جمع اند كه برای بدرقه ی اون خانوم به فرودگاه برن قبل از رفتن جان دی به جونپیو می گه كه ازت خواهش می كنم كه اون چیزی كه تو دلته را مخفی كن و .... جون پیو هم می گه این رفتار ها بهت نمی یاد مثل همیشه چل بازی در بیار

01

بچه ها خانومی را همراهی می كنن و اون عازم دیار دیگه ای می شه و در عین ناباوری بدون جیهو می ره

02

بچه ها كه از نیومدن جی هو برای بدرقه ناراحت هستند دارن با خودشون می گن كه اون چقدر بی عاطفه است و .. كه سر و كله اش پیدا می شه و می گه پشت سر من حرف نزنین

03

جان دی كه اونو می بینه بهش می گه به اینم می گن عشق؟؟؟؟؟؟؟؟ عشق یعنی اینكه پشت ستون بایستی و رفتن عشقت را نگاه كنی؟؟؟ برو دنبالش

04

كه اونم بلیط را به جان دی نشون می ده و می گه مال هواپیمای بعدیه

می رم كه پیشش باشم

05

از جان دی هم تشكر می كنه كه باهاش آشنا شده و به خاطر اون خیلی چیزها یاد گرفت

06

حالا كه جی هو رفته جون پیو بیشتر رو جان دی احساس مالكیت می كنه و اونو می بره بیرون و یه خورده هم سر به سرش می زاره

07

فرداش هم می یاد تو رستوران مدرسه و به جان دی می گه فردا ساعت 4 بیا جلوی برج نام سان اگه دیر بیای می كشمت

08

همه هم دارن هاج و واج به جون نگاه می كنن كه به جان دی اینطوری می گه و به جان دی غبطه می خورن

09

جان دی كه فرداش با مادرش به خرید می ره اصلا یادش می ره كه با جون پیو قرار داره و 4 ساعت بعد وقتی دارن می رن خونه یادش می یاد و پیش خودش می گه نكنه اون منتظر مونده؟؟ و دوون دوون می ره سر قرار

10

و می بینه كه اون دیوونه هنوز منتظر جان دی مونده

11

جون كه اونو می بینه بهش می گه چرا دیر كردی و ... كه جان دی می گه اینجا چی كار می كنی؟ می دونی ساعت چنده؟؟ چرا مثل دیوونه ها اینهمه منتظر موندی؟؟

12

و برا اینكه جواب محبتش را داده باشه اونو به بالای یه آسمان خراش می بره و از اون بالا شهر را بهش نشون می ده ... خلاصه دو تایی خیلی حال می كنن

13

مسئول اون برج كه می خواد به خونه بره یه نگاهی اطراف می ندازه می بینه كسی نیست در پشت بام را قفل می كنه و می ره

14

بچه ها وقتی متوجه ی موضوع می شن كه او یارو رفته و مجبور می شن شب را اونجا با هم سپری كنن

جون پیو كه حسابی سرما خورده از حال می ره و می افته رو جان دی ... جان دی كه فك می كنه اون بازی در می یاره اونو هلش می ده عقب ولی میبینه كه اون از حال رفته ... خب طبق معمول جان دی مجهز اومده از كوله پشتیش یه ملافه در می یاره و می پیچونه دور سر جون و بهش می گه مامانم گفته اگه سرو اینطوری بپیچیم گرم می شیم.

15

و دو تایی به خواب نازی فرو می رن

16

صبح كه می شه طرف می یاد و میبینه كه این زبون بسته ها چه شبی را صبح كردن

17

18

جان دی كه می دونه مامانش الان كه می رسه خونه پوستش را می كنه وارد می شه و شروع به عذر خواهی می كنه

19

ولی اونا نه تنها ناراحت نیستند بلكه خوشحال هم هستند چون فهمیدن كه اون شب را با جون پیو وارث شین هوا بوده و از طرفی جون پیو قبل از اینكه جان دی خونه برسه كلی غذا و لباس برای خانواده اش فرستاده

20

21

امروز صبح سوژه ی اس ام اس اهالی شین هوا اینه:

22

حالا جان دی محبوب شده و همه دوستش دارن و سعی می كنن خودشون را یه جوری به اون بچسبونن

23

تا اینكه جون پیو می یاد و به همه می گه كه اون از امروز دوست دختر منه

24

دوست جان دی یعنی همونی كه بستنی اش افتاد اون روز رو كفش جون پیو ....

اونو به خونه می بره و به جان دی می گه رابطه ات با جون پیو راسته؟؟

25

جان دی هم منكر می شه و می گه اون فقط یه اتفاق بوده و چیزی بین ما نیست

26

دوست جان دی اونو به بار می بره و حسابی بهش می ده می خوره و می گه بیا برقص كه جان دی می گه من تا حالا اینجاها نیومدم ترجیح می دم كمی برم بیرون

27

اون ور ماجرا یی جانگ می یاد سراغ دوست جان دی كه تو مغازه با هم كار می كنن یعنی كایول و اونو با خودش می بره

28

البته كایول هم مبهوت خوشگلی اون شده

29

30

اونو به خونه ی خودش می بره و بهش می گه تو كه دوست جان دی هستی سعی كن اونو از رابطه ی با جون پیو منصرف كنی اون به درد جان دی نمی خوره

كه كایول هم اعصابش خط خطی می شه و می گه اون جون پیو هست كه سیریش جان دی شده و الا جان دی برای اون تره هم خورد نمی كنه

31

32

برگردیم به بار:

جان دی یه پسر را می بینه كه براش ساز می زنه و بهش هم یه چیزی می ده می خوره

33

و بعد از خوردن اون نوشیدنی دیگه چیزی یادش نمی یاد تا وقتی كه بیدار می شه و می بینه لخت رو تخت خواب یه خونه ای خوابیده

34

و كسی با رژ لب روی آینه نوشته :

برای دیشب ممنون!!!!!!!

35

جون پیو امروز هوس كرده مثل دانش آموزهای عادی به مدرسه بره و موهاش را هم صاف می كنه (اخه قبلا جان دی گفته بود از موهای فر فریت بد می یاد) در واقع همه تلاشش را می كنه كه مورد توجه جان دی قرار بگیره

36

عكس های دیشب جان دی با اون پسر سریع در مدرسه پخش می شه و دخترا می یان سراغ جان دی كه داره به اف 4 خیانت می كنه

37

عكس ها را نشونش می دن و جان دی مات و مبهوت مونده كه دیشب چه اتفاقی افتاده؟؟

38

در همین اثنا جون پیو هم سر می رسه و قضیه را می فهمه و به جان دی می گه اون واقعا تو هستی؟؟؟

جان دی می گه منم ولی اون چیزی كه تو فك می كنی نیست... آمپر جون پیو می چسبه و می گه دیگه كسی بنام جان دی نمی شناسم

39

40

41

بچه ها دارن سعی می كنن بفهمن جریان چیه و مدتهاست كه به اون عكس خیره شدن

42

تا اینكه متوجه خالكوبی روی بازوی پسره می شن و از رو آرمش متوجه می شن كه مال كدوم خالكوبه و سریع می رن سراغ اون و با تهدید و ... می تونن آدرس اون پسری كه با جان دی اینكار را كرده را بگیرن

43

فردا هم توی مدرسه قراره برای جان دی یه بزن بزن حسابی راه بندازن

44

و وقتی درس تموم می شه توی حیاط جان دی را دوره می كنن و هر بلایی كه می تونن سرش در می یارن

45

از اون طرف جون پیو به هتلی دعوت شده وقتی می ره می بینه اینجا همون اتاقیه كه جان دی توش عكس انداخته و اون دختره دوست جان دی وارد می شه

حالا نگو كه این از بچه گی به جون پیو علاقه داشته و حالا كه دیده اون عاشق جان دی شده خواسته برای جان دی پاپوش درست كنه كه جون پیو اونو ول كنه و عاشق این بشه

46

جون پیو كه دوزاریش می افته یقه اش را می چسبه و می گه تو خیلی آشغالی چطور تونستی با دوستت چنین كاری كنی؟؟؟؟

47

اونم در دلش باز می شه كه چرا اونو دوست داری منو دوس نداری؟؟؟ مگه اون چی زیاد تر از من داره و ...

 48

توی مدرسه هنوز دارن سر جان دی عقده هاشونو خالی می كنن

49

و جان دی كه هنوز هم تسلیم نشده و به عمل آنها خیره خیره نگاه می كنه

50




منبع:koref4.mihanblog.com



نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت چهارم سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 4 سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 4 / چهارم سریال پسران فراتر از گل،
لینک های مرتبط :


12 مرداد 96 09:37 ب.ظ
Does your website have a contact page? I'm having problems locating it but, I'd like to send you an e-mail.
I've got some recommendations for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great blog and I look forward to seeing it expand over time.
6 مرداد 96 06:38 ب.ظ
I have been surfing online more than 3 hours these
days, but I by no means discovered any interesting article like yours.

It is lovely price enough for me. In my view, if all website owners and bloggers made just right content as you did, the web shall be a lot more useful than ever before.
23 تیر 96 03:35 ق.ظ
Greetings from Colorado! I'm bored to death at work so I decided to check
out your blog on my iphone during lunch break.
I enjoy the knowledge you provide here and can't wait to
take a look when I get home. I'm surprised at how quick your blog loaded on my phone ..
I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, wonderful site!
3 خرداد 96 11:56 ق.ظ
It's not my first time to pay a quick visit this web page, i am browsing this web site
dailly and take nice information from here all the time.
3 خرداد 96 05:49 ق.ظ
I am actually grateful to the holder of this site
who has shared this impressive paragraph at here.
2 خرداد 96 08:20 ق.ظ
Hello friends, how is all, and what you want to say about this article, in my view its genuinely
amazing for me.
25 اردیبهشت 96 11:07 ق.ظ
Fine way of explaining, and pleasant paragraph to
obtain information on the topic of my presentation subject matter, which i
am going to present in college.
24 اردیبهشت 96 03:19 ق.ظ
At this time I am ready to do my breakfast, afterward having my breakfast coming over
again to read further news.
7 اردیبهشت 96 04:03 ب.ظ
Hmm is anyone else having problems with the pictures on this blog loading?
I'm trying to determine if its a problem on my end
or if it's the blog. Any suggestions would be greatly appreciated.
23 فروردین 96 01:36 ق.ظ
Wow, incredible blog structure! How long
have you been running a blog for? you made blogging glance easy.
The entire glance of your website is magnificent,
let alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر