تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 5 / پنجم سریال پسران فراتر از گل
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوچرخه جاندی آتیش گرفته بود (توسط دانش آموزهای مدرسه) و خود جاندی هم روی زمین بی حال افتاده بود و تمام بدنش به خاطر کپسول آتش نشانی ای که روش خالی کرده بودند سفید بود . جاندی توی دلش گفت ” کمک! لطفاً کمکم کن” و توی ذهنش جیهوو رو میدید که داره با یه دستمال صورت جاندی رو پاک می کنه . و میگفت : ” می دونم که هیچکی نمیاد ! اما هنوزم … خواهش می کنم ”
 

اما یکدفعه جونپیو ( فردین کره ای ها ) وارد شدو شروع به زدن اون کسایی رو کرد که می خواستند یه کپسول آتشنشانی دیگه رو روی جاندی خالی کنند




جونپیو جاندی رو از روی زمین بلند کرد و با خودش برد ( در حالی که می گفت”منو ببخش” ) جاندی گفت : جونپیو کاری نکردم ! خواهش می کنم باور کن” جونپیو : “می دونم ! من باور می کنم




جونپیو جاندی رو با خودش به خونه اش برد و زخم های اون رو پانسمان کرد . اما وقتی داشت این کاررو می کرد قلبش شروع به تند زدن کرد و با صدای بلند به جاندی گفت که خودش این کار رو بکنه .




وو بین و یی جانگ ( ۲ تا از اعضای F4) مین جی ( همون کسی که عکس می خواست جاندی رو پیش جونپیو خراب کنه) رو پیش جونپیو آوردند .




مینجی آلبوم مهدکودکش دستش بود و اون رو به جونپیو داد . جونپیو در اون رو باز کرد و دید که عکس مینجی با سوزن خط خطی شده . جونپیو با دیدن اسم مینجی به یاد بچگی هاش میفته.



دوربین بچگی های اعضای F4رو نشون داد ( کیم هیانگ جو ن تو اون حالتم داشت ویلن میزد) مینجی داشته نقاشی جونپیو رو می کشیده . در همین حال جونپیو پاشد و وقتی خواست بره یه زنبور نزدیکش شد اون از زنبور می ترسید و مینجی اومد و با دفترش زنبور رو فراری داد مینجی به جونپیو لبخند زد اما جونپیو اون رو هل داد و گفت ” تو شبیه هیولا می مونی .



جونپیو ( در حال ) گفت ” یادم نمیاد اما معذرت می خوام ” مینجی ” نه ! این چیزی نیست که من می خوام از تو بشنوم . بگو ! بگو من الان زیبا شدم ( با گریه) بگو می خوای با من دوست باشی بگو من زیبا شدم” جونپیو “میدونی برات متاسفم چون هنوز هم شکل هیولایی حتی بدتر از اون ”





جاندی روی تخت با لباس خواب نشسته بود و میفهمه که جونپیو به خانواده اش زنگ زده و گفته که اونجاست و این رو هم فهمید که لباس هاش رو دور انداخته برای همین شروع به بحث با جونپیو کرد که قانعش کنه دیگه انقدر پول نداره که خرج لباس مدرسه خریدن بکنه

بعد از بحث جاندی خوابش برد و جونپیو پیشونی اون رو بو سید . بعد از اینکه جونپیو از اتاق میره جاندی چشم هاش رو باز کرد .


فردا صبح وقتی جاندی از خواب بلند شد دید که خدمتکارها با لباس های مدرسه جاندی بالای سرش ایستاده اند و پیشخدمت می گه که اونها سعی کردند که به دستور جونپیو هر لباسی که داشته ، مطابقش رو براش خریداری کنند و تنها مشکلشون دوچرخه جاندی بود که به قدری قدیمی بود که مثل اون رو پیدا نکردند . جاندی به پذیرایی رفت و دید تمام پذیرایی پر از دوچرخه های مختلفه و همه منتظرند که اون یکی رو انتخاب کنه .


وقتی که جاندی در حال صبحانه خوردن بود جونپیو هم به خونه جاندی رفت . خانواده جاندی از دیدن اون خیلی ذوق زده شدند و صبحانه خوبی براش درست کردند اما جونپیو حتی اسم هیچ کدوم از غذاهای اونها رو هم نشنیده بود .



توی مدرسه جاندی از دهن بچه ها شنید که می گفتند مینجی خیلی زشته برای همین با اونها وارد بحث شد .


. می خواست بره که مینجی وارد شد و گفت ” جاندی ازت نمی خوام منو ببخشی “ جاندی بهش سیلی زد . مینجی” حتی نمی تونم بگم معذرت می خوام ” یه سیلی دیگه Grin . بعد از مدتی جاندی می خواست بشینه که متوجه پیغامی روی موبایلش شد که از طرف جاندی بود و نوشته شده بود ” ممنون . بیا دوباره همدیگه رو ببینیم ” و به همراه اون آهنگی رو مینجی میخوند که یه بار وقتی ناراحت بود جاندی براش خونده بود . { جاندی لبخند زد }




جونپیو رسماً به همه مدرسه اعلام کرد که جاندی دوست دخترشه .





اما در همین حال جیهوو اومد ( از سفر برگشت)



در خانه ی جاندی لباسهای زیادی بود که جونپیو برای خانواده جاندی فرستاده بود . جاندی هم عصبانی شد و به سمت اتاق F4 رفت






و با جونپیو سر این مساله دعوا کرد و گفت که دلیلی نداره که برای اون و خانواده اش چیزی بخره .






جاندی از جیهوو پرسید که کی دوباره می خواد به پاریس برگرده . اما اون گفت که دیگه تصمیمی برای برگشت نداره و گفت : ” تو واقعاً با جونپیو دوست شدی ؟ یعنی انقدر دیر رسیدم ؟ چون می خواستم از تو بخوام تا باهم دوست شیم ! ” قیافه جاندی شبیه علامت تعجب شده بود که جیهوو خندید و گفت ” شوخی کردم ” {جاندی خیالش راحت شد} جیهوو ” نظرت چیه دور از چشم جونپیو با هم دوست شیم ؟ ” و باز خندید .




جاندی در راه رفتن به کارش بود که جونپیو جلوش رو گرفت و سوار ماشینش کرد و با هم به خرید رفتند .







تمام مدت جاندی نمی دونست چه خبره ! -







از طرفی یی جانگ رفت رستورانی که جاندی و دوستش گا اول کار می کردند و به گا اول گفت که یه موقعیت اورژانسیه و باید به خاطر جاندی هم شده سریع همراه اون بیاد .






بعد از اون جاندی و گا اول همدیگه رو در کنار جت خصوصی جونپیو دیدند ! و تازه فهمیدند که قراره برن مسافرت . اونها فهمیدند که جونپیو به پدر ومادرشون زنگ زده ( و دوباره قضیه امنیت کره رو گفته ) اما جاندی زیر بار نمی رفت خواست از هواپیما پیاده شه که چشمش به جیهوو افتاد و فهمید که همسفرش جیهوو هست . به همین خاطر با رفتن به سفر موافقت کرد ( اما دلیلش رو بروز نداد).








اونها به نیو کالدونیا ( نمی دونم کجاست) رفتند .





http://i294.photobucket.com/albums/mm96/javabeans122/drama/kkot/kkot5-151.jpg
http://i294.photobucket.com/albums/mm96/javabeans122/drama/kkot/kkot5-156.jpg
http://i294.photobucket.com/albums/mm96/javabeans122/drama/kkot/kkot5-160.jpg
http://i294.photobucket.com/albums/mm96/javabeans122/drama/kkot/kkot5-162.jpg

اول از همه شروع به خرید کردن کردند .
جاندی و گا اول پیش یه پیشگو رفتند و پیشگو به جاندی گفت ” یه مرد رو می بینم … همسر آینده ات … اما نه ۲ نفر رو میبینم یکی مرد رویاهات و دیگری همسر آینده ات …. تو داری چیزی رو از دست میدی! … به عنوان یه زن ” و جاندی جیغ زد و فهمید اون پیشگو توی خوابش بوده





گا اول و یی جانگ هم یه طوری که مثلاً همدیگه رو دوست نداریم همدگیه رو دوست داشت





روز بعد جونپیو به جاندی یه پابند می ده و بهش گفت که هیچ وقت گمش نکنه













نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه، قسمت، 5، پنجم، سریال، پسران، فراتر، از، گل، خلاصه قسمت 5 سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت پنجم سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل،
لینک های مرتبط :


25 آبان 88 10:42 ق.ظ
پلن ویژه 8888 مگابایت + 8 دامنه رایگان = 44000 تومان
شرح: 8888 مگابایت فضای وب لینوکس (سرور آمریکا)

99.9% گارانتی آپ تایم

80 گیگابایت پهنای باند ماهیانه

8 دامنه رایگان ir (قابل حذف و کاهش هزینه)

نصب سیستم مدیریت محتوای فارسی و رایگان

با امکانات نامحدود از قبیل : ایمیل، subdomain, Ftp, . . .
44000 تومان

در هنگام سفارش از کوپن زیر استفاده فرمایید تا بجای 68000 تومان فقط 44000 تومان بپردازید!!!

کوپن "4twsd"

سفارش آنلاین : www.zamenhost.com

03116621494
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر