تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 9 / نهم سریال پسران فراتر از گل boys before flowers
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
صبح زود جونپیو با صدای خانواده جاندی که مشغول تدارک صبحانه بودند از خواب بیدار شد . اول فراموش کرده بود که توی خونه جاندیه اما بعد از کمی نگاه به دور و بر متوجه شد . وقتی از اتاق بیرون اومد میز غذا رو دید که پر از غذاهای متنوع بود . با تعجب به قیافه خانواده جاندی نگاه کرد ( کاملاً مشخص بود که این غذاهای عادیشون نیست) سر میز صبحانه نشست و شروع به خوردن کرد .

 

از طرفی توی خونه جونپیو خواهر جونپیو در حال خوردن صبحانه بود و وقتی مادرش اومد اولین سوالی که کرد این بود که جونپیو کجاست . خواهر جونپیو که گویا از قضیه خبر داشت گفت هنوز بیدار نشده چون دیشب تا دیر وقت همراه دوستهای F4 اش بودخ . مادر جونپیو شورع به غر زدن کرد که چرا جونپیو بعد از گذشت این همه سال هنوز به گروه F4 وابسته است و حالا که اون وارث یکی از بزرگترین کمپانی های کره است نباید با این دوستها بگرده .

مادر جونپیو با عصبانیت وارد اتاق جونپیو شد و اتاق خالی رو دید . از طرف دیگه جونپیو به همراه خانواده جاندی در حال آماده کردن کیمچی ( کیمچی یکی از غذاهای اصیل کره ایه که بهتون پیشنهاد می کنم قبل از خوردنش یه بطری آب کنارتون باشه . چون تنده . بیشتر ادویه داره و ماده اصلیش کلم هست ) بودند . برای جونپیو دیدن این صحنه ها خیلی عجیب بود .

در مدرسه جیهوو به استخر رفت ( شاید انتظار دیدن جاندی رو می کشیده) و به یاد خاطراتش توی جزیره با جاندی بود ( وقتی که در حال ماهیگیری توی قایق بودند) و با کاغذ شروع به ساختن یک قایق کرد و بعد هم رفت .

جونپیو و پدر و برادر جاندی به آب گرم رفتند که مادر جاندی در اونجا کار می کرد و این هم برای جونپیو یک تجربه تازه بود . در راه برگشت اونها ماهی کباب شده خوردند چیزی که جونپیو قبل از اون تجربه خوردنش رو نداشت .

بعد از برگشتن جونپیو یی جانگ و ووبین از شادی بیش از حد جونپیو تعجب کرده بودند برای همین ازش دلیلش رو پرسیدند . و جونپیو گفت  : ” شما چی از زندگی فهمیدید”


جاندی در راه برگشت از شنا جیهوو رو دید . جیهوو متوجه خیس بودن موهای جاندی شد برای همین کلاه خودش رو به جاندی داد به بهش گفت ” از جونپیو دوری نکن . یه بار یه کسی بهم گفت ، دوری از کسی احمقانه است . پس به جونپیو فرصت بده و ازش دوری نکن ”

جاندی سعی میکرد محض احتیاط خودش رو از جونپیو دور نگه داره . وو بین به جونپیو گفت تا به جاندی زنگ بزنه . اما یی جانگ گفت که یه رابطه نیاز به توافق دو طرف داره و بهتره که منتظر بمونه تا خود جاندی باهاش تماس بگیره . وقتی جاندی به جونپیو زنگ زد، جونپیو تمام سعیش رو کرد که خودش رو خونسرد نشون بده برای این کار جونپیو گفت : جاندی ؟؟ جاندی کیه؟ در همین موقع ووبین و یی جانگ بهش گفتند که داره زیاده روی میکنه برای همین جونپیو گفته اش رو تصحیح کرد و گفت : آها الان یادم اومد من توی این روزها خیلی سرم شلوغ بود برای همین نتونستم توی این سه روز و سیزده ساعت بهت زنگ بزنم (ته سوتی بود) ” چرا باید اونجا بیام ؟ ” و گوشی رو گذاشت .

سعی کرد به دوستهاش ثابت کنه که خودش اول گوشی رو گذاشته .اون به دوستهاش گفت که جاندی تصمیم گرفته یه قرار با اون بذاره و همراه با گااول و دوست پسرش بیاد  Razz .اونجا جونپیو با دوست پسر گااول بحثش شد و جاندی تصمیم گرفت که دعوا رو تموم کنه . اما تمام چیزها موقع غذا خوردن بدتر شد .

بعد از اون اونها شروع به پاتیناژ سواری کردند . برای جاندی این قضیه خیلی  تازه بود .

جونپیو و دوست پسر گااول با هم شرروع به خوردن نوشیدنی کردند و سوپیو(دوست پسر گااول) با موبایلش حرف زد و گااول از بابت این حرکت از بقیه معذرت خواهی کرد ( ما که نفهمیدیم مشکل این کار چی بوده) و جونپیو سعی می کرده که یه کم اوضاع رو خراب تر کنه

و باعث دعوا بین گااول و سوپو شد .

توی روزهای بعد گااول هر روز ناراحت تر از قبل می شده و جاندی به F4  میگه که بهتره جونپیو از بابت حرکات اون شبش معذرت خواهی کنه وگرنه دوستیمون تموم میشه . جونپیو هیچ جور راضی به این کار نشد . و جاندی با اون دعواش شد .

سوپیو جواب زنگ های گااول رو نمیداد . نزدیک کلابی که سوپیو کار می کرد جاندی و گااول اون رو دیدند که با دختر دیگه ای بود و به گااول و جاندی گفت که اونها آدم های پخمه ای هستن . و جاندی با اون دعواش شد . بعد از اون که اونها برگشتند گااول از جاندی خواست تا دوباره با جونپیو دوست شه .

یی جانگ سوار ماشین بود و گااول رو دید که در پیاده رو ناراحت در حال قدم زدن بود و بعد از مدتی شروع به گریه کرد . اول خواست که بیخیال همه چیز بشه و بره اما نتونست . اون جلوی گااول رفت و گفت : ” بعضی اوقات دخترها فکر می کنند که وقتی گریه می کنند خوشگل تر می شن . اما اشتباه می کنن ” اما با این کار گریه گااول بدتر شد .

 

از طرفی جاندی سعی کرد تا با جونپیو دوباره دوست شه بعد از کمی صحبت جاندی بالاخره جونپیو هم راضی شد


 

یی جانگ گااول رو به کارگاه سفالگریش برد و براش چای درست کرد .

یکدفعه یکی از کوزه هایی که یی جانگ درست کرده بود به زمین افتاد و گااول از جا پرید . یی جانگ گفت : ” از چیزی که به نظر میاد محکم تره ” و با گااول صحبت کرد و گااول بعد از نصیحت های اون کمی آروم تر شد . یی جانگ هم یه روز بد داشته برای همین از گااول خواست تا با هم به کلاب برن .

اونها به همون کلابی رفتند که سوپیو اونجا کارمی کرد . دوست دختر سوپیو شدیداً مجذوب یی جانگ شده بوده ( یی جانگ بین دخترها خیلی هوادار داشته و همه کشته مرده اش بودن) .

یی جانگ بالای سن رفت و شروع به زدن ساکسیفون کرد. همه دخترهای دور سن جمع شده بودند و منتظر آهنگ یی جانگ بودند که یی جانگ گفت ” یه کسی هست که من دوستش دارم و این آهنگ رو هم برای اون می زنم”

جاندی به جونپیو زنگ زد و ازش خواست بیرون همدیگه رو ببینن و در تمام طول راه غر غر می کرد و وقتی به پارک رسید دید تمام چراغ یکدفعه روشن شد .

جونپیو که این کار رو کرده بوده به جاندی گفت : ” قشنگ نیست ؟؟” جاندی” وای خیلی قشنگه مثل کریسمس شده ” جونپیو ” مگه کریسمس چه چیز خوبی داره ” جاندی ” روز خوبیه و آدم شاده ” جونپیو ” من هیچ خاطره خوبی از کریسمس ندارم ”

[ فلاش بک به بچگی های جونپیو خورد . دوربین جونپیو رو نشون داد که تنها بود و فقط خدمتکارهای مخصوصش اونجا بودند و بهش هدیه هایی دادند و گفتند که اینها از طرف پدر و مادرشه ]

جونپیو به جاندی گفت : ” می دونی من هیچ تصوری از خانواده نداشتم . اما بعد از دیدن خانواده تو تازه دارم می فهم خانواده چیه ؟ میتونم دوباره بیام اونجا ؟” جاندی : ” مگه تا قبل از این اجازه می گرفتی ” جونپیو ” شوخی نمیکنم می خوام هر روز بیام اونجا ”

و این صحنه خوشگل كه كلیپشم برا دانلود گذاشتم..........




دانلود كلیپ





نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه، قسمت، 9، نهم، سریال، پسران، فراتر، از، گل، boys، before، flowers، خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 9 سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت نهم سریال پسران فراتر از گل، boys before flowers،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر