تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 10 / دهم پسران فراتر از گل - boys before flowers
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

گااول با دقت داشت به آهنگی که یی جانگ در حال زدن برای اون بود گوشت می کرد . وقتی آهنگ تموم شد سوپیو ( دوست پسر گااول در اصل دوست پسر قبلیش) پشت اون زد ( اون رو نشناخته بود و نفهمیده بود که گااوله ) و گفت : ” تو باید اینجا تازه وارد باشی” اما تا گااول برگشت سوپیو با تعجب گفت : ” گااول !! اومدی اینجا تا منو ببینی؟ تو باید قبلاً مثل این لباس می پوشیدی. واقعاً نتونستم تشخیصت بدم . نظرت چیه که با هم بیرون بریم ؟ ”

 

در همین موقع یی جانگ اومد و از گااول پرسید که این پسر کیه . گااول گفت نمیدونه و یی جانگ و به همه دخترهایی که اونجا بودن اعلام کرد که کسی که قلبش رو برای خودش کرده گااوله و دست گااول رو گرفت و از اونجا رفت . توی راه یی جانگ از گااول خواست تا دستش رو بگیره و اونها با هم قدم زدن ( همه دخترهایی که داشتند رد می شدن تعجب زده بودن)



فردای اون روز گااول در حال تهیه یه کادو بود. جاندی ازش پرسید مگه امروز چه روزیه و تازه متوجه شد که اون روز ، روز ولنتاینه . در همین موقع پیرمردی وارد رستوران شد و غذایی غیر از سوپ سفارش داد ( آخه اونها توی مغازه سوپ فروشی کار می کردند)

اونها سعی کردن که پیرمرد رو قانع کنند اونجا سوپ فروشیه اما پیرمرد سر حرفش بود . اونها غذا رو درست کردند و در نهایت پیرمرد به جای پول به اونها یه ماهی داد .



جاندی در حال تهیه شیرینی برای ولنتاین بود تا اون رو به جونپیو بده .



 دیر وقت به جونپیو زنگ زد و ازش خواست تا به پارک بیاد . جونپیو اومد و اونها داخل یه فروشگاه که جایی برای نشستن داشت شدند . جاندی کادوش رو به جونپیو داد



 جونپیو حتی نذاشت جاندی یه دونه از شیرینی ها رو بخوره .



کمی بعد به اصرار جاندی اونها توی یه مسابقه به مناسبت ولنتاین شرکت کردند. مسابقه از این قرار بود که پسر باید دختر رو روی کولش می گذاشت و هر کس که مدت زمان بیشتر می تونست تحمل کنه یه موبایل برنده می شد .



حدود ۵۰ دقیقه گذشته بود و جونپیو چیزی تا برنده شدن نداشت



 که مادر جونپیو وارد اونجا شد و جونپیو رو در اون حالت دید. اونها خشکشون زد و جونپیو به همراه مادرش از اونجا رفت.



از طرفی گااول خواست تا کادوی ولنتاین رو به یی جانگ بده که یی جانگ رو با دو دختر دید

وقتی یی جانگ ازش خواست تا وارد خونه بشه خونه رو پر از کادو ها ولنتاین دید .

خیلی ناراحت شد و از اونجا بیرون اومد .

جاندی توی راه برگشت به خونه ( در حالی که شیرینی ها دستش بود) خیلی ناراحت بود و خواست گریه کنه که دید جیهوو با موتور کنار اون ایستاد .


جیهوو جاندی رو تا خونه رسوند و جاندی کادوی جونپیو رو پیش جیهوو جا گذاشت.

مادر جاندی عکسهایی به دستش رسیده بود که توی اونها خانواده جاندی بودند و همچنین عکسهای جاندی و جونپیو . درهمین موقع جونپیو وارد اتاق شد



گفت : ” به اون دختر کاری نداشته باش ”



مادر جونپیو :” چی گفتی؟”



جونپیو :” گفتم بهش کاری نداشته باش” مادر جونپیو : ” من که نمی فهمم داری درباره چی صحبت می کنی ! آهاا! داری درباره اون دختری صحبت می کنی که توی فروشگاه دیدیم ؟ تو فکر کردی مادرت آدم بیکاریه ؟ در موقعیت من ، هیچ وقتی برای توجه به این جور کارا وجود نداره” و جونپیو از اتاق بیرون رفت.

جیهوو کادوی جونپیو رو دید و بهش زنگ زد و جونپیو با اون شروع به درد و دل کرد





خانواده جاندی در حال تماشای تلویزیون بودند . اخبار داشت مادر جونپیو رو نشون میداد  . در همین موقع زنگ در به صدا در اومد و وقتی که برادر جاندی در رو باز کرد مادر جونپیو رو دید که دم در بود . مادر جونپیو با اونها حرف زد و توهین هایی به اسم جاندی کرد ( جاندی به معنی چمنه ) مادر جونپیو گفت که بهترین کار برای اینکه چمن گلف خوب رشد کنه اینه که علف های هرز چیده شه و جاندی الان یه علف هرزه که باید اون رو چید و دو تا چمدون پول روی میز گذاشت و گفت اگه جاندی این برگه رو امضا کنه و تعهد بده که دیگه جونپیو رو نمیبینه من این پول ها رو به شما میدم .







 مادر جاندی عصبانی شد و کاسه ی نمک رو روی سر مادر جونپیو خالی کرد و اون رو از خونه بیرون انداخت .
 بقیه اعضای خانواده که از این کار اون تعجب کردند وقتی دلیلیش رو ازش پرسیدند فهمیدند که مادر جاندی این کار رو برای این کرده که تصور می کرده اگه جاندی و جونپیو با هم ازدواج کنن می تونه به پول بیشتری برسن.



روز بعد جاندی به استخر رفت و بعد از اون در راه برگشت سری به امفی تئاتر مدرسه زد و جیهوو رو دید که در حال پیانو زدنه . کنار اون نشست و با هم شروع به پیانو زدن کردند . جیهوو جاندی رو تا خونه اش رسوند .




روز بعد مادر جاندی به جاندی زنگ زد و گفت که مادر جونپیو کاری کرده که خشکشویی اونها بسته شه و اونها الان بیکار شدند .



برای همین از اون روز اونها سر ترافیک ها رفتند و نون کُره ای می فروختند .



اون روز مادر جونپیو و جونپیو سوار ماشین توی همون ترافیک بودند که مادر جونپیو از راننده خواست تا دست فروش ها رو صدا کنه .



 وقتی جاندی به ماشین رسید اونها رو دید از تعجب خشک شد .



 توی چشمهای جونپیو اشک جمع شده بود و خواست از ماشین پیاده شه که مادرش دستش رو گرفت





جاندی خیلی ناراحت بود و به ماشین جونپیو خیره شده بود .



در همین موقع جونپیو به راننده گفت نگه داره و از ماشین پیاده شد



 به سمت جاندی رفت و جلوی مادرش اون رو بو سید .







اینام چه ریلكس نگاه میكنن/



 بعد از اون اونها با هم راه رفتند و جونپیو از جاندی گله مند شد که چرا اون رو از کارای مادرش باخبر نکرده







جاندی شدیداً دنبال کار می گشت . کسی وارد مغازه شد و جاندی ازش پرسید که چی میخوره . اون شخص بهش گفت که به نظرش جاندی خوشگله و می تونه از اون به عنوان مدل تبلیغاتی استفاده کنه و کارتش رو به جاندی داد





اون شب چند نفر اومدند و از طرف مادر جونپیو تمام بساط دست فروشی خانواده جاندی رو به هم ریختن.



جیهوو و یی جانگ مشغول حرف زدن بودند که جیهوو از عمد گوشی یی جانگ رو گرفت و به گااول زنگ زد و گوشی رو گذاشت دم گوش یی جانگ . یی جانگ که حسابی دستپاچه شده بود با گااول شروع به صحبت کرد .





اون شب جیهوو به پمپ بنزین رفت تا به موتورش بنزین بزنه که جاندی رو دید که توی اون پمپ بنزین کار می کنه . باهاش صحبت کرد و جاندی سعی کرد به جیهوو ثابت کنه که حالش خوبه و هیچ مشکلی نداره که بینیش شروع به خونریزی کرد .





فردای اون روز جاندی به همراه برادر کوچیکش در حال برگشتن به خونه بودند که فهمید برادرش به خاطر وضعیت مالیشون نهار نمی خوره . برای همین تصمیم گرشفت به همون آدرسی که برای مدل شدن بهش داده بودند بره .












نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 10 پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت دهم سریال پسران فراتر از گل، خلاصه، قسمت، 10، دهم، پسران، فراتر، از، گل، boys، before، flowers،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر