تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - خلاصه قسمت 13 / سیزدهم سریال پسران فراتر از گل
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

آهنگ این قسمت

Rocket Diary - “On My Way” [ Download ]


آهنگ این قسمت

Rocket Diary - “On My Way” [ Download ]

 

جونپیو دیگه صاحب یکی از بزرگترین کمپانی های جهان یعنی شینهوا بود .

سال تحصیلی تموم شده بود و اعضای F4 هم به دانشگاه رفته بودن و جاندی سال آخر دبیرستان بود . جاندی بعد از رفتن جونپیو دیگه هیچ خبری از جونپیو نداشت . ۶ ماه گذشته بود و گااول فکر می کرد که جونپیو باید جایی سرش گرم باشه . یا کالج و درس و یا ..

پیرمردی که همیشه به مغازه ای که جاندی توش کار می کرد میومد ، بار دیگه اومد و دوباره یه غذا خارج از منوی مغازه سفارش داد . اونها هم طبق معمول براش درست کردند و اون بدون هیچ تشکری از اونجا رفت ( به نظرم خیلی غیر منطقیه) .

 

پیرمرد از اونجا رفت و به ما فهموند که اون پدربزرگ جیهو هست .

توی خونه ی جاندی ، خانواده ی اون عروسک هایی رو درست می کردند ( کار جدیدشون بود) که از طرف جایی که پدر و مادر جاندی برای مصاحبه رفته بودند زنگ زدند و اونها تونستند کار پیدا کنه . اونها خیلی خوشحال بودند . اما یه چیز عجیب اتفاق افتاد .

جیهوو باعث این کار شده بود و سعی کرد این مساله رو از اونها مخفی کنه . فردای اون روز وقتی جونپیو داشت از پله های جایی که مادر و پدر جاندی از اون روز اونجا مشغول کار بودند ، پایین میومد ( درست نفهمدیم اونجا کجا بود که زیر نظر جیهوو بود) که مادر جاندی در حال لیز خوردن بود اما جیهوو اون رو گرفت . مادر جاندی تعجب کرده بود .

جیهوو بالاخره تونست جاندی رو توی استخر پیدا کنه . جاندی درد شدیدی در بازوش احساس می کرد و نمیتونست درست و حسابی شنا کنه . جیهو لبه استخر اومد و خواست دست جاندی رو بگیره تا از استخر بیاد بیرون اما جاندی به قدری درد داشت که دست اون رو ول کرد . جیهوو : ” هنوز بیمارستان نرفتی ؟” جاندی : ” چرا ! رفتم ! گفتن چیزی نیست ” جیهوو معلوم بود که حرف جاندی رو باور نکرده .

بعد از اون به اصرار جیهوو اونها به سالن آمفی تئاتر مدرسه رفتند . جیهوو جاندی رو روی مبلی که روی سن بود نشوند و دوربین رو روشن کرد و به جاندی گفت هر حرفی که برای جونپیو داره بگه تا این نوار رو براش بفرسته . جاندی گفت : ” جونپیو ! صدای منو میشنوی ؟ از روزی که نیستی هر روز بهت فکر می کنم . اما نمی دونم چرا فقط دعواهامون رو یادم میاد ؟ مسخره نیست؟ ولی وقتی بهت فکر می کنم لبخند می زنم . جونپیو ! حالت خوبه ؟ کی می خوای برگردی و باهام دعوا کنی ؟ ”

در همین موقع گریه جاندی هم شروع شد و نتونست حرفهاش رو کامل بگه برای همین یه جور سر و ته قضیه رو جمع کرد . جیهوو متوجه ناراحتی جاندی شد برای همین شروع به زدن پیانو کرد و جاندی هم کنار اون نشست و با هم پیانو زدند .

یی جانگ در حال ساختن یه کوزه بود که گااول وارد خونه ی اون شد و مشغول تماشای اون شد . وقتی یی جانگ دلیل اومدن گااول رو پرسید ، اون گفت که اومده تا در مورد جاندی و جونپیو صحبت کنه . اما اونها با هم بحث کردند و گااول با ناراحتی از اونجا بیرون رفت .

روز بعد جیهوو دم مغازه جاندی اومد و اون رو سوار ماشین کرد و به بیمارستان برد . دکتر به اونها گفت :” اگه از الان درمان رو شروع کنی ، مشکلی برای کارهای روزمره ات پیش نمیاد ! اما در مورد شنا باید بگم که با اون ضربه ای که بهت خورد ( همونی که هاجه زد _ دستش بشکنهههههه_ ) دیگه نباید به شنا ادامه بدی” جاندی تمام راه رو گریه کرد و به استخر رفت . جاندی گفت : ” خودم می دونم ، خوشگل نیستم ، باهوشم نیستم ، حتی پول هم ندارم . اما … فقط یه چیز … یه چیز بود که از همه چیز بیشتر دوستش داشتم و توش خوب بودم . و حالا اونها می گن که نباید انجامش بدم .می گن نباید دیگه شنا کنم ”

جونیپو جلو رفت و اشکهای جاندی رو پاک کرد و خیلی نگران جاندی بود . جاندی به خونه جیهوو رفت و اونها با هم حرف زدند . جاندی فهمید که جیهوو در بچگیش یه بار وقتی که با خانواده اش توی ماشین بوده جلوی چشم پدرش رو گرفته ( به شوخی) و اونها تصادف کردند . مادر و پدرش هم توی اون تصادف کشته شدند و پدربزرگ جیهوو سر این قضیه هیچ وقت نتونسته جیهوو رو ببخشه .و تنها کسی که تونسته بوده توی تمام این مدت حامی اون باشه سو هیان بوده .

توی خونه جاندی ، اون تمام وسایل مربوط به شناش رو توی یه جعبه گذاشت ( مثل پوستر ها و …Wink

جاندی می خواست تا به چین بره تا جونپیو رو ببینه ، اما پول کافی نداشت . حتی صاحب مغازه ای که توش کار می کرد هم این پول رو نداشت . F4 هم برای کمک به جاندی دم در مغازه ایستادند و دخترها جیغ زنان و با خوشحالی به سمت مغازه حمله ور شدند .

حاندی تونست پول کافی رو بدست بیاره .

توی استخر جاندی شیرجه زد و F4 و گااول هم اون رو تماشا می کردند . گااول گریه کرد . کمی بعد جاندی از استخر بیرون اومد و F4 لوح تقدیری برای اون حاضر کرده بودند که اون رو رسماً بازنشست کرده بودند ( خیلی خنده دار بود)

جاندی به چین رفت . شهر ماکائو ، و یه راست به سمت هتلی که جونپیو در اون بود رفت اما بادیگاردها مانع ورود اون شدند . جاندی بیرون هتل منتظر موند . بعد از اون جاندی به بازار رفت و در اونجا کسی خواست کیف پول اون رو بدزده اما دختری رسید و شروع به زدن دزد کرد و کیف جاندی رو بهش پس داد و با جاندی کمی راه رفت . جاندی اسم اون دختر رو پرسید : ها جه کیانگ

جاندی بار دیگه سعیش رو کرد که به هتلی که جونپیو در اون بود وارد شه اما نشد . بالاخره تونست خودش رو وسط توریست ها بندازه و وارد شه . وقتی به قسمت بار هتل رفت جونپیو رو دید که همراه دختری بود . جاندی خشکش زده بود . جونپیو نگاهی به جاندی انداخت اما خودش رو به کوچه علی چپ زد .

اون ناامید بیرون رفت و در شهر پسر بچه ای سعی کرد تا به اون هتل ارزان قیمیتی رو نشون بده اما در وسط راه چمدون اون رو ازش دزدید جاندی اون رو تعقیب کرد و به جایی رسید که تمام دوستهای پسر بچه ( که خلافکار بودند ) اونجا بودند . اونها به جاندی نزدیک شدند . جاندی توی دلش گفت : ” جونپیو ، ازت خواهش می کنم کمکم کن” در همین وقت موجودات فضایی ای به نام F4 که من واقعاً نمی دونم از کجا سر و کله شون پیدا شد جاندی رو نجات دادند . جاندی که از دیدن اونها خوشحال شد با اونها رفت .

یی جانگ از جاندی پرسید که تونسته جونپیو رو ملاقات کنه ! اما جاندی دروغ گفت و سعی کرد وانمود کنه که جونپیو رو ندیده .









آهنگ این قسمت





























نوع مطلب : خلاصه قسمت های پسران فراتر از گل، 
برچسب ها : خلاصه قسمت های سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت 13 سریال پسران فراتر از گل، خلاصه قسمت سیزدهم سریال پسران فراتر از گل، خلاصه، قسمت، 13، سیزدهم، سریال، پسران، فراتر، از، گل،
لینک های مرتبط :


26 مرداد 94 11:11 ق.ظ
لطفا
26 مرداد 94 11:10 ق.ظ
سلام خیلی ممنونم خلاصه سریال پسران برتر از گل خیلی عالیه اما لصفا خلاصه بقیه قسمت ها رو هم بذارید اخه جایی پیدا نکردم داشته باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر