تبلیغات
724 دانلود
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها - حذفیات قسمت 4 / چهارم سرزمین بادها (امپراطور بادها)
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مسعود
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مرجع رسمی سریال سرزمین بادها
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
نگاهی به گذاشته سکانسهای سانسوری بودن که باید نمی بودن ولی بودن و آهنگ این سکانسها که از معدود آهنگهای قشنگ سریال بود رو هم عوض کردن و مثل سابق آهنگ سکانسهای جانگهوا رو گذاشتن

ولی در عوض سکانسهایی غیر سانسوری مثل زیر بودن که گذاشته نشدن

و طبق معمول فقط تصویر کلوزآپ شده هی آپ نشون داده میشه و اهم سانسورهای توی غار رو هم در برگیرنده همین موضع بود البته چون نسخه همون نسخه ایه که همه دارن شاید خواستن کلمه قسمت سوم نشون داده نشه

 

سکانسهای بدون سانسور و جهت رفع ذیغ وقت هم وجود داشت و اونهم موقع کشته شدن افراد تسو بود که چهره کلوز آپ هی اپ که نشون دهنده برداشت رییس مزدوراها از چشم اون بود حذف شد و چون پرش کار میشد آهنگ سکانس رو عوض کرده بودن

اما دلیل برای چشم پوشی نبود و  وقتی موهیول میگه میخوام برم شمشیر رو بیارم هی اپ بهش میگه بیا مثل بچه آدم همین جا بمیر سنگیتری اونطوری اگه رسیدی اونجا حرمت زیارتگاه رو میشکنی که موهیول بهش میگه جمع کن ببینیم بابا حرمت مرده رو میخوایم چه کار همراه با چند تا صحنه از زاویه سینه نما ! و صدا کردن موهیول که دیگه وقتی اونجا رو تی وی نشون دادن صدا کردنها تمام شده بود .البته آهنگ سکانس هم عوض شد و آهنگ جایگزین هم که بیشتر بدرد گشتن توی کتابخانه و اینجور جاها میخورد ( توی رزیدنت اویلها و اتاقهای جعبه و سیو بازی)

در ادامه قبل از اینکه همیونگ و افرادش بریزن توی غار رییس مزدورها یغه هی آپ رو میگره و بلند میکنه که یه چیزهایی اولش نشون دادن ولی ادامه اش که در برابر تیرها جا خالی میده رو حذف کردن

و توی درگیری هم صحنه های خشونت بار هم حذف شد مثل وقتی که گیو (به قول تلفظ بشدت حرفه ای فروشگاهها که از زیر نویس لاتین استخراج شده گویو !!) شمشیر رو کامل میکنه توی شکم یکی و جایی هم که شمشیر رو میکشون توی صورت دیگری

یه مقداری هم زوم کاری در حال و احوال پرسی بود

در زمان غار نوردی موهیول هم آهنگ بعضی از سکانسها هم عوض شد که میشه گفت قابل اغماز بودن البته یه تیکه هایی از آهنگ سانسوری هم گذاشتن

وقتی موهیول به مزار جومونگ میرسه و شمشیر رو پیدا میکنه در ادامه برداشتن شمشیر که باعث میشه هاله ای از نور تمام محوطه رو بگیره و نقاشیهای روی دیواره رو روشن کنه حذف کردن احتمالاً ترسیدن مردم یاد سحر جادو یا از همه مهمتر یاد اون قضیه هاله نور معروف بیوفتن

و وقتی که موهویل شمشیر رو برمیداره و برمیگرد پیش هی آپ هم آهنگ سکانس رو عوض کردن

و همچنین وقتی فرمانده اشباح سیاه برای تسو خبر میاره هم آهنگی از امپراطور دریا گذاشتن و در ادامه کشته شدنش هم آهنگ سکانس گونگ بوک رو گذاشتن

خوب و اما دوباره مشکل لباسهای سینه نمای زنها که ایندفعه شامل میو زن دوم یوری میشد اونهم در این قبیل سکانسهای متعدد که هم حذف شدن و هم زوم شدن مثلاً حتی لحظه ی لبخند این بنده خدا از دقت نشانه گیری شوهرش

 

و در این سکانس یوری به یوجین میگه برو شمشیرت رو بیاره و مامانش هم که حسابی آبروش داره میره بهش میگه برو شمشیر صاحب مرده رو بیار و چند سکانس دیگه که میو کامل توشون حضور داشت هم به همین منوال برداشته شدن در حد کل یوم ! البته اون سکانسی که یوجین میگه شمشیر رو دادم به یه آهنگری سکانسی دیگه ای بود که لازم به زوم شدن و بیرون انداختن میو نبود که اگه سکانسهای مشابه دیگه ام بود جایگزین میکردن ولی چون نبود دست به دامن زوم شدن .در آخر هم منظور از ساختن شمشیر و استاد آهنگری همون استاد هنرهای دستی شدن بود

در ادامه سکانسهایی بعد از این روی داد که دچار پرش شدن که میو به یوجین میگه خدا من رو از دست تو و کارهات مرگ بده که اینطور جلوی بابات آبرمون رو نبری دو تا کلاس خیاطی و آشپزی هم برو شوهرت بدیم الان دشمننان مملکت متر و صد یه فرصتن تا سر همیونگ رو زیر آب کنن و انشالا اگه موفق بشن تو ولیعهد میشی این کشور شاه میخواد نه ملکه و من برای همین بدنیا اوردمت

در اینجا که گیو از افسر اونبی در مورد هی آپ و همیونگ میپرسه افسر اونبی میگه وقتی هی آپ رو نجات داد همه فکر میکردن نسبت به زن برادش چشم داشتی داشته که اینطور نجاتش داده چون در قدیم رسم بوده زنهای اشراف کله گنده و بزرگان رو کنار شوهرشون دفع میکردن و شماتش به خاطر این نظر بوده . گیو هم با خنده میپرسه حالا مگه همدیگه رو دوست ندارن که این جمله توی تی وی به یه چیز دیگه تعبیر شد

البته نباید صرفاً به سانسورها اشاره کرد و باید به سوتیها در این راه هم اشاره کرد و وقتی که موهیول و مارو چوبالسو و دار و دسته اش رو توی راه میبینن اونجا که زیر دست چوبالسو دستتش رو میبره پشت دختره و متلک میندازه رو از دستشون در رفت و نشون دادن

ابتدای ورود موهیول و مارو به کافه یا بار که همراه با صحنه های مشروب ریختن و بالا رفتن بود حذف شد البته لوکیشن کافه همون تنها لوکشین کافه یا کازینو یا محل ملاقات تو یانگزوی امپراطور دریا یا هیون تو توی جومونگه که دیگه خیلی تکراری شده

وقتی همیونگ برمیگردن گونگنه (همون گونگنائه پایتخت که توی زیرنویسها براتون نوشتن) و سریو رو میبینه آخرش که دست میزاره روی کمر خواهرش که یعنی میگه بریم رو حذف کردن

وقتی ساگو فرستاده تسو نامه تسو رو به یوری میده همون طور که زیر نویس لاتین و زبان اصلی (با توجه به زبان اصلی نه فقط زیر نویس لاتین ) نشون میده دعوا و سر و صدا سر اینکه که ساگو لفظ شاه و حاکم برای یوری به کار نمیبره و گوچو هم بهش میگه مردک ایشون رو شاه خطاب کن که اونهم میگه تنها حاکم این سرزمینها (امپراطوری) شاه تسوه حالا اینکه شما ادعاد میکنید که حکومتتون الهیه و خدایان براتون مقدر کردن امپراطور این سرزمینها بشین و ما هیچی بهتون نمیگیم پر رو شدین برای همینه شاه تسو میخواد بری دیدنشون و دعوا سر اینکه فقط تسو رو شاه گفت بود نه اینکه یه شاه ، یه شاه دیگه رو دعوت کنه چون مسلم و واضعه که تسو بزرگتر و کشورش قوی تر پس یوری باید بره دیدن اون البته متن نامه هم در بردارنده احضاره تا دعوت

اینبار نیز قسمت رو کامل نشون ندادن چون هنوز قسمتی از این قسمت مونده بوده تیتراژ پایانی با همون سکانسی که یوری میخواد در قسمت اول موهیول رو بکشه شروع شد اصل تیتراژ با سکانس اولین نگاه یون و موهیول بهم دیگه تمام میشه و صد در صد آهنگ سکانسهایی که یون در طول سریال موهیول رو درمان میکنه سانسور میشه البته گوشه ای از ضیافت تسو که اعلام حکم برادری بویو و گوگوریو رو میده حذف شد

 

منبع : webnava.ir





نوع مطلب : حذفیات سریال سرزمین بادها، 
برچسب ها : حذفیات، قسمت، 4، چهارم، سرزمین، بادها، مپراطور، حذفیات قسمت چهارم سرزمین بادها، حذفیات قسمت 4 سرزمین بادها، حذفیات قسمت چهارم امپراطور بادها، حذفیات قسمت 4 امپراطور بادها، حذفیات سریال امپراطور بادها، حذفیات سریال سرزمین بادها،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر